اصدقاء. [ اَ دِ ] ( ع اِ ) بمعنی دوستان ، و این ج ِ صدیق است که بر وزن فعیل باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ صدیق. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه ٔجرجانی ص 63 ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). مردمان صدیق و راستگو. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به صدیق شود.
اصدقاء
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
دوستی
پیشنهاد کاربران
معنی کلمه اصدقاء=دوستان
مفرد:صدیق
مفردعیوب:عیب
مفرد خطط:خطه
مفرد صعوبات:صعوبه
مفردعیوب:عیب
مفرد خطط:خطه
مفرد صعوبات:صعوبه
کلمات دیگر: