کلمه جو
صفحه اصلی

اقنات

لغت نامه دهخدا

اقنات. [ اِ ] ( ع مص ) دعا کردن بر دشمن. || دیر استادن درنماز. || پیوسته حج کردن. || دیر جنگ کردن با کفار. || فروتنی نمودن از برای خدای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

اقنات. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اُقنة. ( منتهی الارب ). رجوع به اقنة شود.

اقنات . [ اِ ] (ع مص ) دعا کردن بر دشمن . || دیر استادن درنماز. || پیوسته حج کردن . || دیر جنگ کردن با کفار. || فروتنی نمودن از برای خدای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).


اقنات . [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُقنة. (منتهی الارب ). رجوع به اقنة شود.



کلمات دیگر: