( آویزون ) ( اِ. ) آویزان ، کنایه از: آدم مزاحم .
اویزون
فرهنگ معین
اصطلاحات
( آویزون ) معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> آویزون
کسی که مرتبن کنه می شود و بدون دعوت همه جا می رود. طفیلی
کسی که مرتبن کنه می شود و بدون دعوت همه جا می رود. طفیلی
پیشنهاد کاربران
سربار
در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) -
کنه، سریش ( سیریش ) !، طُفَیل!
کنه، سریش ( سیریش ) !، طُفَیل!
پاپی شدن، وبالِ گردن، موی دماغ، تِلِپ!
به جای واژه ی فرانسوی پارازیت!
خاک انداز، جا کلیدی ( جا سوئیچی ) !
وِزِّه!
چترباز!
تو مُخی! ( کرم ریختن! )
معنی ادبی این واژه "پی گیر" است
افتاده شده
کلمات دیگر: