کلمه جو
صفحه اصلی

بی حلم

فرهنگ فارسی

بی حوصله ٠ نابردبار

لغت نامه دهخدا

بی حلم. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) بی حوصله. نابردبار : دو کس دشمن ملک و دین اند یکی پادشاه بی حلم دویم زاهد بی علم. ( گلستان ).


کلمات دیگر: