کلمه جو
صفحه اصلی

تیسران

لغت نامه دهخدا

تیسران. [ س ِ ] ( اِخ ) اوژن. دانشمند کشاورزی فرانسه ( 1830-1925 م. ) است و در تکامل تعلیمات کشاورزی نقش مؤثری داشت. ( از لاروس ).

تیسران. [ س ِ ] ( اِخ ) فلیکس. ستاره شناس و عضو آکادمی فرانسه ( 1845-1896 م. ) است. وی فرضیه های لاپلاس را دنبال کرد و حتی بیشتر از او مسائل مکانیکی ستارگان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. ( از لاروس ).

تیسران . [ س ِ ] (اِخ ) اوژن . دانشمند کشاورزی فرانسه (1830-1925 م .) است و در تکامل تعلیمات کشاورزی نقش مؤثری داشت . (از لاروس ).


تیسران . [ س ِ ] (اِخ ) فلیکس . ستاره شناس و عضو آکادمی فرانسه (1845-1896 م .) است . وی فرضیه های لاپلاس را دنبال کرد و حتی بیشتر از او مسائل مکانیکی ستارگان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. (از لاروس ).



کلمات دیگر: