boundless, [adv.] excessively
بی حصر
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
بی انتها٠ خارج از حد و حصر ٠ نامحدود ٠
لغت نامه دهخدا
بی حصر. [ ح َ ] ( ص مرکب ) بی انتها. خارج از حد و حصر. نامحدود. ( ناظم الاطباء ). بی شمار. بی اندازه.
کلمات دیگر:
boundless, [adv.] excessively