کلمه جو
صفحه اصلی

بی سپاسی کردن

فرهنگ فارسی

بیوفایی کردن ٠ حق ناشناسی نمودن

لغت نامه دهخدا

بی سپاسی کردن. [ س ِ سی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی وفایی کردن. حق ناشناسی نمودن :
بی سپاسی نکنی رند نمائی به از آنک
به سپاسیت بپوشند بدیبا و پرند.
ناصرخسرو.


کلمات دیگر: