بی در آمد . بی عایدی . که دخل ندارد . که در آمد ندارد . یا که دخل و تصرفی در امری ندارد . غیر دخیل در کارها .
بی دخل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی دخل. [ دَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + دخل ) بی درآمد. ( ناظم الاطباء ). بی عایدی. که دخل ندارد. که درآمد ندارد. || که دخل و تصرفی در امری ندارد. غیردخیل در کارها. رجوع به دخل شود.
دانشنامه عمومی
بید خل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بکش دو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۵ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان بکش دو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۵ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
wiki: بی دخل
کلمات دیگر: