کلمه جو
صفحه اصلی

تیز گامی

فرهنگ فارسی

تند روی تیز تگی

لغت نامه دهخدا

تیزگامی. ( حامص مرکب ) تندروی. تیزتگی :
ولی چون کرد حیرت تیزگامی
عنایت بانگ برزد کای نظامی.
نظامی.
رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.


کلمات دیگر: