کلمه جو
صفحه اصلی

بی حکم

فرهنگ فارسی

بدون دستور و بدون فرمان ٠ یا بدون اجازه و بدون پروانگی ٠

لغت نامه دهخدا

بی حکم. [ ح ُ ] ( ص مرکب ) بدون دستور و بدون فرمان. || بدون اجازه و بدون پروانگی. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: