بی پول ٠ مفلس ٠ بی زر
بی دینار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی دینار. ( ص مرکب ) ( از: بی + دینار ) بی پول. مفلس. بی زر :
سؤال کردم گل را که بر که میخندی
جواب داد که بر عاشقان بی دینار.
سؤال کردم گل را که بر که میخندی
جواب داد که بر عاشقان بی دینار.
عمادی شهریاری.
رجوع به دینار شود.کلمات دیگر: