کلمه جو
صفحه اصلی

بی خر و بار

فرهنگ فارسی

بی چیز ٠ فقیر ٠

لغت نامه دهخدا

بی خر و بار. [ خ َ رُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) بی چیز. فقیر. رجوع به ماده بعد شود.


کلمات دیگر: