بی باک و سخت دل تیز خاطر مشهوم
تیز دل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تیزدل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بی باک و سخت دل. ( ناظم الاطباء ). تیزخاطر. مشهوم. حوش الفؤاد. همیزالفؤاد. ظریف. سبک روح. زیرک. مشهم. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). رجوع به تیزدلی شود.
کلمات دیگر: