بی تشریفات . بدون برو بیا . بدون تجمل . بدون جاه و جلال .
بی دنگ و فنگ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی دنگ و فنگ. [ دَ گ ُ ف َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + دنگ + و + فنگ ) بی تشریفات. بدون برو بیا. بدون تجمل. بدون جاه و جلال. بی مشکل و گرفتاری. و رجوع به دنگ و فنگ شود.
کلمات دیگر: