کلمه جو
صفحه اصلی

لهک

لغت نامه دهخدا

لهک . [ ل َ هََ ] (ع ص ، اِ) ناخوش بوی خوی و عَرَق .


لهک. [ ل َ هََ ] ( ع ص ، اِ ) ناخوش بوی خوی و عَرَق.

لهک. [ ] ( اِخ ) نام ده کوچکی از بخش ری شهرستان تهران. دارای 60 تن سکنه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

لهک . [ ] (اِخ ) نام ده کوچکی از بخش ری شهرستان تهران . دارای 60 تن سکنه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).


دانشنامه عمومی

لهک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر در استان تهران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان ده عباس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

(ل مفتوح ، ه ساکن، ک ساکن) نام قوم ایرانى که عمدتاً در غرب کشور ساکن اند؛ زبان این قوم بازمانده از پارسى باستان (مادى و پهلوى) است که به اختصار مى توان گفت حد فاصل لرى و کردى است .



کلمات دیگر: