( لهوة ) لهوة. [ل ُهَْ وَ / ل َهَْ وَ ] ( ع اِ ) خورش دستاس یعنی یک مشت از دانه و جز آن که به آسیا دهند. ج ، لهی. آنچه به دست در دهن آس افکنند تا آرد کند. ( مهذب الأسماء ). خوره آسیا. || عطیة. ( منتهی الارب ). عطاء.( مهذب الأسماء ). || بهترین از عطایا و سترگ ترین آن. || یک یا دو مشت از مال. || هزار دینار و هزار درهم و غیر آن. || زن. || ( اِخ ) نام زنی. ( منتهی الارب ).
لهوه
لغت نامه دهخدا
لهوة. [ل ُهَْ وَ / ل َهَْ وَ ] (ع اِ) خورش دستاس یعنی یک مشت از دانه و جز آن که به آسیا دهند. ج ، لهی . آنچه به دست در دهن آس افکنند تا آرد کند. (مهذب الأسماء). خوره ٔ آسیا. || عطیة. (منتهی الارب ). عطاء.(مهذب الأسماء). || بهترین از عطایا و سترگ ترین آن . || یک یا دو مشت از مال . || هزار دینار و هزار درهم و غیر آن . || زن . || (اِخ ) نام زنی . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: