کلمه جو
صفحه اصلی

لهع

لغت نامه دهخدا

لهع. [ ل َ هَِ ] (ع ص ) مرد به هر یک انس گیرنده . || مرد گستاخ . (منتهی الارب ).


لهع. [ ل َ هََ ] (ع مص ) به هر یک انس گرفتن . || گستاخ شدن . || به تکلف فصیح شدن . || لب پیچیدن در سخن . (منتهی الارب ).


لهع. [ ل َ هََ ] ( ع مص ) به هر یک انس گرفتن. || گستاخ شدن. || به تکلف فصیح شدن. || لب پیچیدن در سخن. ( منتهی الارب ).

لهع. [ ل َ هَِ ] ( ع ص ) مرد به هر یک انس گیرنده. || مرد گستاخ. ( منتهی الارب ).


کلمات دیگر: