کلمه جو
صفحه اصلی

افواهی

فارسی به انگلیسی

rumoured, reported

rumoured


فرهنگ فارسی

( صفت ) مطلبی که دهان بدهان گشته است .

لغت نامه دهخدا

افواهی. [ اَف ْ ] ( ص نسبی ) نسبت به افواه. ( ناظم الاطباء ). منسوب به دهان.
- خبر افواهی ؛ خبری که صدق و کذب آن معلوم نیست. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: