کلمه جو
صفحه اصلی

افگندگی

فارسی به انگلیسی

state of being (over) thrown, abjection


فرهنگ فارسی

بمعنی افتادگی بندگی فرسودگی

لغت نامه دهخدا

افگندگی. [ اَ گ َ دَ / دِ ] ( حامص ) بمعنی افتادگی. بندگی. فرسودگی. ( آنندراج ). افکندگی. افتادگی. فرسودگی. مذلت. ( ناظم الاطباء ). || کوچکی. تواضع. شرمندگی. ( یادداشت مؤلف ).
- سرافکندگی ؛ شرمندگی. خجالت زدگی.


کلمات دیگر: