کلمه جو
صفحه اصلی

افولن

لغت نامه دهخدا

( آفولن ) آفولن. [ ل ُ ] ( اِخ ) اَفولن. رب النوع روشنی و صنایع یونانیان و رومیان را.
افولن. [ اَ ل ُ ] ( اِخ ) آفولُن. آفولون. اَفولون. آپولون. آپُلُن. ابلن. خدای زاجران و عیافان در میتولوژی یونانی. ( یادداشت مؤلف ). خدای روشنایی ، هنرها و پیشگویی در یونان باستان. وی پسر زئو و لتو و برادر توأمان آرتمیس بود. مولد او در جزیره دلوس است. وی معبدی در دلفس داشت و بنام فبوس مشهور است.

افولن . [ اَ ل ُ ] (اِخ ) آفولُن . آفولون . اَفولون . آپولون . آپُلُن . ابلن . خدای زاجران و عیافان در میتولوژی یونانی . (یادداشت مؤلف ). خدای روشنایی ، هنرها و پیشگویی در یونان باستان . وی پسر زئو و لتو و برادر توأمان آرتمیس بود. مولد او در جزیره ٔ دلوس است . وی معبدی در دلفس داشت و بنام فبوس مشهور است .



کلمات دیگر: