افغان کنان. [ اَ ک ُ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) فریادکنان. در حال ناله و زاری :
چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بر رخ زنان
وز نای حلق افغان کنان بانگ رباب انداخته.
چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بر رخ زنان
وز نای حلق افغان کنان بانگ رباب انداخته.
خاقانی.