اجلح. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) مردی که پیش سر او کم موی باشد. ( منتهی الارب ). آنکه مویش از هر دو سوی سر رفته بود. آن که موی از دو سوی پیشانی او بشده باشد. ( تاج المصادر ). || هودج پست. || سقف که بر اطرافش دیوار نباشد. ( منتهی الارب ). ( معنی اخیر در تاج العروس یافته نشد ).
اجلح. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن حجیَّة، مکنّی به ابوحُجیَّة. محدّث است. و رجوع به ابوحُجیَّة... شود.
اجلح. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن حجیَّة، مکنّی به ابوحُجیَّة. محدّث است. و رجوع به ابوحُجیَّة... شود.