در حال انداختن
اندازان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اندازان. [ اَ ] ( ق ) درحال انداختن. ( یادداشت مؤلف ).
- کلوخ اندازان ؛ در حال انداختن کلوخ. و رجوع به سنگ انداز در ترکیبات انداز شود.
- کلوخ اندازان ؛ در حال انداختن کلوخ. و رجوع به سنگ انداز در ترکیبات انداز شود.
کلمات دیگر: