ده از بخش سده شهرستان اصفهان آب از قنات . محصول : غلات پنبه تنباکو و صیفی .
اندان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اندان . [ اَ ] (اِ) طریقه و وضع. || اندازه و گز. || دروغ . (ناظم الاطباء).
اندان. [ اَ ] ( اِ ) طریقه و وضع. || اندازه و گز. || دروغ. ( ناظم الاطباء ).
اندان. [اَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سده شهرستان اصفهان با 4372 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، تنباکو و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
اندان. [اَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سده شهرستان اصفهان با 4372 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، تنباکو و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
اندان . [اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سده شهرستان اصفهان با 4372 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، تنباکو و صیفی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
کلمات دیگر: