کلمه جو
صفحه اصلی

اندام زدن

فرهنگ فارسی

شرحه شرحه کردن . یا به یاد آوردن .

لغت نامه دهخدا

اندام زدن. [ اَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شرحه شرحه کردن. || یادداشت کردن. || بیاد آوردن محنتهای گذشته را. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: