کلمه جو
صفحه اصلی

اندر پذیرفتن

فرهنگ فارسی

قبول کردن

لغت نامه دهخدا

اندرپذیرفتن. [اَ دَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول کردن :
بدو گفت کاین کودک شیرخوار
ز من روزگاری بزنهار دار
پدروارش از مادر اندرپذیر
از آن گاو نغزش بپرور بشیر.
فردوسی.
و رجوع به پذیرفتن شود.


کلمات دیگر: