به رنگ میغ ابر گون
میغ رنگ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
میغرنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) به رنگ میغ. ابرگون. که همرنگ ابر باشد :
دیوان میغرنگ سنان کش چو آفتاب
کز نوک نیزه شان سر کیوان زبان کشید.
دیوان میغرنگ سنان کش چو آفتاب
کز نوک نیزه شان سر کیوان زبان کشید.
خاقانی.
کلمات دیگر: