کلمه جو
صفحه اصلی

میمونیه

فرهنگ فارسی

نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان استان مرکزی . این بخش در قسمت باختری کاشان
یکی از فرق اسمعیلیه که پیروان عبدالله بن میمون قداح میباشند و این فرقه را نباید با فرقه میمونیه عجارده که از خوارجند اشتباه کرد

لغت نامه دهخدا

میمونیه . [ م َ مو نی ی َ ] (اِخ ) گروهی از خوارج عجارده اند که یاران و پیروان میمون بن عمران میباشند. قائل به قدر هستند یعنی افعال بندگان را به قدرت آنان اسناد دهند و میگویند استطاعت مقدم بر فعل است و خداوند خیرخواهد نه شر و معصیت نخواهد چنانچه معتزله گویند. و کودکان کفار در بهشت جای دارند و نکاح نواده ٔ پسری و دختری را جایز شمرندو همچنین نکاح برادرزاده و خواهرزاده را. و سوره ٔ یوسف (ع ) را منکرند و آن را افسانه ای بیش نپندارند و گویند قرآن باید از افسانه ٔ فسق عاری باشد. (از شرح مواقف در آخر الموقف السادس ) (از تعریفات جرجانی ).


میمونیه . [ م َ مو نی ی َ ] (اِخ ) یکی از فرق اسمعیلیه که پیروان عبداﷲبن میمون قداح میباشند و این فرقه را نباید با فرقه ٔ میمونیه ٔ عجارده که از خوارجند اشتباه کرد. (خاندان نوبختی ص 265).


میمونیه. [ م َ مو نی ی َ ] ( اِخ ) گروهی از خوارج عجارده اند که یاران و پیروان میمون بن عمران میباشند. قائل به قدر هستند یعنی افعال بندگان را به قدرت آنان اسناد دهند و میگویند استطاعت مقدم بر فعل است و خداوند خیرخواهد نه شر و معصیت نخواهد چنانچه معتزله گویند. و کودکان کفار در بهشت جای دارند و نکاح نواده پسری و دختری را جایز شمرندو همچنین نکاح برادرزاده و خواهرزاده را. و سوره یوسف ( ع ) را منکرند و آن را افسانه ای بیش نپندارند و گویند قرآن باید از افسانه فسق عاری باشد. ( از شرح مواقف در آخر الموقف السادس ) ( از تعریفات جرجانی ).

میمونیه. [ م َ مو نی ی َ ] ( اِخ ) یکی از فرق اسمعیلیه که پیروان عبداﷲبن میمون قداح میباشند و این فرقه را نباید با فرقه میمونیه عجارده که از خوارجند اشتباه کرد. ( خاندان نوبختی ص 265 ).


کلمات دیگر: