کلمه جو
صفحه اصلی

اپیفان

لغت نامه دهخدا

اپیفان. [اِ ] ( اِخ ) یکی از آباء مسیحی و طبیب کلیسای یونانی. رجوع به ابی فانه شود.

اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) اسقف پاوی. رجوع به ابی فانه شود.

اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) از حکمرانان سوریه. رجوع به ابی فانه شود.

اپیفان . [ اِ ] (اِخ ) اسقف پاوی . رجوع به ابی فانه شود.


اپیفان . [ اِ ] (اِخ ) از حکمرانان سوریه . رجوع به ابی فانه شود.


اپیفان . [اِ ] (اِخ ) یکی از آباء مسیحی و طبیب کلیسای یونانی . رجوع به ابی فانه شود.



کلمات دیگر: