کلمه جو
صفحه اصلی

جلسد

لغت نامه دهخدا

جلسد. [ ج َ س َ ] ( اِخ ) قرقگاه اغنام و احشام متعلق به بت جلسد. ( از معجم البلدان ).

جلسد. [ ج َ س َ ]( اِخ ) نام بتی بوده است بحضرموت که آن را کنده و حضرموت میپرستیدند. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).

جلسد. [ ج َ س َ ] (اِخ ) قرقگاه اغنام و احشام متعلق به بت جلسد. (از معجم البلدان ).


جلسد. [ ج َ س َ ](اِخ ) نام بتی بوده است بحضرموت که آن را کنده و حضرموت میپرستیدند. (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: