کلمه جو
صفحه اصلی

جلامه

لغت نامه دهخدا

( جلامة ) جلامة. [ ج ُ م َ ] ( ع اِ ) پشم فریز. ( منتهی الارب ). آنچه از پشم برند و قیچی کنند. ( از اقرب الموارد ). || آنچه از خشاوه بیرون آید. ( منتهی الارب ).

جلامة. [ ج ُ م َ ] (ع اِ) پشم فریز. (منتهی الارب ). آنچه از پشم برند و قیچی کنند. (از اقرب الموارد). || آنچه از خشاوه بیرون آید. (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: