کلمه جو
صفحه اصلی

اتخام

لغت نامه دهخدا

اتخام. [ اِ ] ( ع مص ) ناگوار آوردن طعام. ( زوزنی ). ناگوار شدن. ( زوزنی ). ناگوار آوردن طعام. ( تاج المصادر بیهقی ). ابشام. به تخمه بردن. تخمه پیدا کردن طعام.

اتخام. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) تخمه زده گردیدن از طعام.

اتخام . [ اِ ] (ع مص ) ناگوار آوردن طعام . (زوزنی ). ناگوار شدن . (زوزنی ). ناگوار آوردن طعام . (تاج المصادر بیهقی ). ابشام . به تخمه بردن . تخمه پیدا کردن طعام .


اتخام . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) تخمه زده گردیدن از طعام .



کلمات دیگر: