آئین زردشتی .
دین بهی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دین بهی. [ ن ِ ب ِ ] ( اِخ ) آئین زردشتی. دین به. بهدینی :
نگیرد ازو راه و دین بهی
مر این دین به را نباشد رهی.
که بی دین نه خوبست شاهنشهی.
نهان گشت بیدادی و بیرهی.
نگیرد ازو راه و دین بهی
مر این دین به را نباشد رهی.
دقیقی.
بیاموز آیین دین بهی که بی دین نه خوبست شاهنشهی.
دقیقی.
پذیرفت پاکیزه دین بهی نهان گشت بیدادی و بیرهی.
دقیقی.
رجوع به بهدینی و زردشتی شود.پیشنهاد کاربران
زایش این دین در سیستان بزرگ و پایتخت آن بلخ بوده است. . . و اشوزرتشت یک پیامبر با اصالت سیستانی بوده است. . . .
کلمات دیگر: