کلمه جو
صفحه اصلی

اغفر

لغت نامه دهخدا

اغفر. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) پوشاننده تر. ( آنندراج ). || ( ص ) بردارنده ریم و چرک. و منه ؛ اصبغ ثوبک فانه اغفرللوسخ ؛ ای احمل له. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). چرکتاب. چرتاب. ( یادداشت مؤلف ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غفر (۲۳۴ بار)

پیشنهاد کاربران

عزیزان کدام یک معنی اغفر هست از اینا
بی نیاز. بیامرز. کارهای خوب. ان روز

بیامرز میشه


کلمات دیگر: