اغفر. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) پوشاننده تر. ( آنندراج ). || ( ص ) بردارنده ریم و چرک. و منه ؛ اصبغ ثوبک فانه اغفرللوسخ ؛ ای احمل له. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). چرکتاب. چرتاب. ( یادداشت مؤلف ).
اغفر
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
عزیزان کدام یک معنی اغفر هست از اینا
بی نیاز. بیامرز. کارهای خوب. ان روز
بی نیاز. بیامرز. کارهای خوب. ان روز
بیامرز میشه
کلمات دیگر: