( مصدر اسم ) جمع افاضه ( افاضت )
افاضات
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افاضات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج افاضة، مأخوذ از تازی. افاضه ها. ( از ناظم الاطباء ).
پیشنهاد کاربران
افاضات . جمع افاضه است یعنی کسی حرفای گُنده و قلمبه ثلمبه بزنه و در کل بخاد قشنگ و شیک حرف بزنه
تظاهر به سخندانی
کلمات دیگر: