دینار که از زر باشد .
دینار زر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دینار زر. [ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دینار که از زر باشد. مسکوک زرین :
یکی صاع زرین گونه نگار
برابر به دینار زر ده هزار.
یکی صاع زرین گونه نگار
برابر به دینار زر ده هزار.
فردوسی.
کلمات دیگر: