صدائی که در حال استفراغ و قی از گلو بر آید .
اغ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اغ. [ اُ ] ( اِ صوت ) صدائی که در حین استفراغ از گلو برآید. ( فرهنگ نظام ): صدای اغ بچه را شنیدم ، دویدم بیرون شانه هایش را گرفتم مبادابر زمین افتد. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به اغ اغ شود.
- اُغ زدن ؛ درحال استفراغ و قی از گلو صدا دادن. و مشتقات مصدر مذکور تمام استعمال می شوند: فلان دارد اغ می زند. ( از فرهنگ نظام ).
- اُغ زدن ؛ درحال استفراغ و قی از گلو صدا دادن. و مشتقات مصدر مذکور تمام استعمال می شوند: فلان دارد اغ می زند. ( از فرهنگ نظام ).
پیشنهاد کاربران
آغ در زبان ترکی به معنی سفید
آغ در زبان ارمنی به معنی نمک
آغ در زبان ارمنی به معنی نمک
کلمات دیگر: