وجه . تن خواه . پول .
دینار و درم
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دینار و درم. [ رُ دِ رَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) وجه. تن خواه. پول نقد. ( یادداشت دهخدا ). زر و سیم... سکه طلا و نقره :
آنکس که به دینار و درم مال بیندوخت
سر عاقبت اندرسر دینار و درم کرد.
آنکس که به دینار و درم مال بیندوخت
سر عاقبت اندرسر دینار و درم کرد.
( از یادداشت دهخدا ).
کلمات دیگر: