( صفت ) صراف
دینار اشمر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیناراشمر. [ اَ م َ ] ( نف مرکب ) دینارشمر. دینارشمار. شمارنده دینار. که دینار شمارد و دینارشمر صراف را گویند. ( برهان ) :
عمر تو مانند همیان زر است
روز و شب مانند دیناراشمر است.
عمر تو مانند همیان زر است
روز و شب مانند دیناراشمر است.
مولوی.
کلمات دیگر: