فروزند. دین .
دین فروز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دین فروز. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروزنده ٔدین. تابندگی و روشنایی بخشنده به دین :
دو پرورده شاه بدخواه سوز
یکی دادورز و یکی دین فروز.
دو پرورده شاه بدخواه سوز
یکی دادورز و یکی دین فروز.
اسدی.
رجوع به دین فروزنده شود.کلمات دیگر: