تخریف
من و من
فارسی به عربی
فرهنگ فارسی
( اسم ) سخن جویده جویده و تو دماغی تانی و درنگ بسیار در سخن گفتن : [ شنوندگان او یعنی سید میران و هما از من منهای نا مفهومش رو ی هم رفته چیزهایی که باید بفهمند فهمیدند .. ] ( شام .۳۶۳ )
پیشنهاد کاربران
من و من: [ اصطلاح در تداول عامه ]با لکنت حرف زدن ، ادای کلمات نا تمام و نا مفهوم .
( ( سهراب دو ور لب ها را داد پایین . "درست نمی دانم . گمانم یهو حس کردم از مریضی آدم ها پول درآوردن را دوست ندارم . " و من و من کرد "چطور از شما _____" ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 118. ) )
( ( سهراب دو ور لب ها را داد پایین . "درست نمی دانم . گمانم یهو حس کردم از مریضی آدم ها پول درآوردن را دوست ندارم . " و من و من کرد "چطور از شما _____" ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 118. ) )
کلمات دیگر: