contract wirk
مقاطعه کاری
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
تقبل، مقاطعه کاری، تقبل دیون دیگری، ادعای خسارت
فرهنگ فارسی
پیمانکاری
لغت نامه دهخدا
مقاطعه کاری. [ م ُ طَ / طِ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) پیمانکاری. شغل و عمل مقاطعه کار. و رجوع به مقاطعه کار شود.
کلمات دیگر: