مترادف معروض داشتن : به عرض رسانیدن، گفتن، عرضه کردن، عرض کردن
معروض داشتن
مترادف معروض داشتن : به عرض رسانیدن، گفتن، عرضه کردن، عرض کردن
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
بهعرض رسانیدن، گفتن، عرضه کردن، گفتن، عرض کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بعرض رسانیدن : بنظر رسانیدن ( از طرف کوچکتر ببزرگتر گفته یا نوشته شود ) .
کلمات دیگر: