برابر پارسی : آرامش یافتن
مطمئن شدن
برابر پارسی : آرامش یافتن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اطمینان یافتن خاطر آسوده شدن .
پیشنهاد کاربران
- دل آسوده شدن ؛ خاطرجمع شدن. مطمئن شدن. آسوده دل شدن. فارغ البال شدن :
دل آسوده شد مرد نیک اعتقاد
که سرگشته ای را برآمد مراد.
سعدی.
دل آسوده شد مرد نیک اعتقاد
که سرگشته ای را برآمد مراد.
سعدی.
کلمات دیگر: