کلمه جو
صفحه اصلی

بسطه

لغت نامه دهخدا

بسطة. [ ب َ طَ ] (ع اِ) رجوع به بسطت شود.


بسطة. [ ب َ طَ / ب ُ طَ ] (اِخ ) کوره ای است در مصر. (از معجم البلدان ). و رجوع به ص 181 معجم البلدان شود.


بسطة. [ ب َ طَ ] (اِخ ) شهریست به اندلس از اعمال جیان . مصلاهای بسطی بدان منسوبست . (از معجم البلدان ). موضعی در کوههای اندلس . (ناظم الاطباء). شهری به اسپانیا در ناحیه ٔ جیان . (دمشقی ). رجوع به الحلل السندسیة و فهرست ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون پروین گنابادی و قاموس الاعلام ترکی شود.


دانشنامه عمومی

بسطه (عربی: بسطة‎) یک منطقه باستانی پیشاتاریخی در ۳۶ کیلومتری جنوب شرقی پترا در اردن است. همانند سایت نزدیک بعجه، بسطه در حدود ۰۷۰۰۰ ۷۰۰۰ (پ.م) ساخته شده و متعلق به دورهٔ نوسنگی پیش از سفال ب است. بسطه ۱۴۵۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَسْطَه شهری قدیمی در ایالت غرناطه (گرانادا) در بخش خودمختار اندلس می باشد؛ که در این مقاله به موقعیت جغرافیایی و پیشینه تاریخی و حکمرانان مسلمان آن اشاره می شود.
بَسْطَه (امروز بازا) (جمعیت طبق آمار ۱۹۸۶، ۹۰۲، ۱۹ تن)، شهری قدیمی در ایالت غرناطه (گرانادا) در بخش خودمختار اندلس.
← موقعیت جغرافیایی
پس از آن که مسلمانان اسپانیا را گشودند، آنجا را به چند ولایت تقسیم کردند. ولایت دوم آن، مشتمل بر سراسر اسپانیای میانین بود، که از مشرق به دریای مدیترانه، از مغرب به پرتغال (لوزیتانیا)، از شمال به نهر دُوْیَره (دورو) محدود بود از شهرهای مهم آن یکی بسطه بوده است.
← بناکننده و فاتح شهر
علما و دانشمندانی از این شهر برخاسته اند، از جمله:ابوالحسن علی بن محمد قرشی بَسطی، استاد در ریاضیات، که کتابی در حساب و فرائض نوشته است احمد بن محمد بن علی... ابن مصادف بن عبدالله، ساکن غرناطه، متبحر در علوم قرآنی و تفسیر عیاض بن موسی بن عیاض، اصولی و متکلم و از پیشوایان حدیث، آگاه در علوم فقهی و احکام، ادیب، شاعر و خطیب که لغت و اخبار و تواریخ را از حفظ داشت. بعضی گفته اند که او از مردم سَبتَه بوده است.

[ویکی الکتاب] معنی بَسْطَةً: گسترش
ریشه کلمه:
بسط (۲۵ بار)


کلمات دیگر: