کلمه جو
صفحه اصلی

بشیریه

لغت نامه دهخدا

بشیریه. [ ب َ ری ی َ ] ( اِخ ) از فرق غلات است و فروع مفوضه و واقفه ، اصحاب محمدبن بشیر اسدی معتقد بزنده و غایب بودن امام موسی بن جعفر و نمردن و حبس نشدن آن حضرت بودند. این فرقه محمدبن بشیر و بعد از او پسرش سُمَیع را امام میشمردند. ( خاندان نوبختی چ 1311 هَ. ق. ص 252 ). و رجوع به ریحانة الادب ج 1 ص 167 شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَشیریّه، گروهی از غالیان شیعه، پیرو محمد بن بشیر کوفی از موالی بنی اسد بودند. در برخی منابع نام وی محمد بن بشر نیز آمده است.
وی در آغاز از شیعیان معاصر امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام بود و سپس به غلوّ گرایید. در پی ادعاهایش کسانی به او پیوستند، اما از تعداد پیروان او و امتداد تاریخی آنان اطلاعی در دست نیست؛ محمد بن بشیر در کوفه به دنیا آمد و همان جا زیست.

پیشینه پیدایش انحراف در محمد بن بشیر
زمینه های انحراف در محمد بن بشیر از زمان امام صادق علیه السلام پدیدار شد. به همین سبب، طبق روایت کشی، امام صادق علیه السلام او را لعنت کرد. امام کاظم علیه السلام نیز وی را لعن و طرد کرد و امام رضا علیه السلام وی را دروغگو شمرد. وی در زمان امام کاظم علیه السلام برای منحرف کردن مردم از امامت آن حضرت و ایجاد تردید در مردم تلاش می کرد، تا آن جا که مدعی شد این موسی بن جعفر آن موسی بن جعفر مذکور در سخنان امام صادق علیه السلام نیست. ولی اوج انحراف وی، پس از شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بوده است. او با پیدایش فرقة واقفه ، خود را با آن ها همراه نشان داد، و به دلیل نپذیرفتن امامت امام رضا علیه السلام، برخی او را از واقفه شمرده اند چند تن از شاگردان امام صادق علیه السلام، از جمله هشام بن سالم، با محمد بن بشیر مناظره کردند. وی در این مناظرات صریحاً به عقاید خویش اقرار کرد و منکر آن ها نشد. این رفتارها و عقاید عجیب و غریب، سرانجام محمد بن بشیر را به کشتن داد.

عقاید محمد بن بشیر
به نقل منابع، عقاید مهم وی عبارت بوده است از: ادّعای خدایی برای پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلّم و امامان علیهم السلام و این که روح خدا در پیامبر و امامان حلول کرده است؛ اعتقاد به تناسخ، و این که روح پیامبر در امام بعدی و سپس در امام دیگر ظهور می کند؛ دو بعدی بودن انسان که ظاهرش از خاک و باطنش ازلی است؛ اعتقاد به دو خدایی؛ ادعای نبوت برای خویشتن؛ اشتراکی بودن اموال در میان پیروانش؛ اینکه امام کاظم علیه السلام زندانی نشده و از دنیا نرفته، بلکه غایب و پنهان شده است و قائم مهدی هموست؛ و این ادعا که امام کاظم علیه السلام خود را بر اهل ظلمت، ظلمانی و بر اهل نور، نورانی نشان می دهد؛ و امام نزد او (بشیر) است و هرگاه بخواهد او را می بیند. می گویند مجسمه ای به صورت امام کاظم ساخته بود و آن را به برخی از دوستانش نشان می داد و می گفت که این موسی بن جعفر است؛ ادعای این که خود وی جانشین امام کاظم علیه السلام و پس از وی پسرش، سمیع بن محمد، جانشین اوست و این زنجیره تا قیام امام موسی کاظم علیه السلام ادامه خواهد یافت؛ ادعای این که هر کس پس از امام کاظم علیه السلام ادعای امامت یا انتساب به خاندان پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم کند، کافر و دروغگوست و جان و مالش حلال است، و در نادرستی نسب وی باید تردید کرد. این ادعا را درباره امام رضا علیه السلام نیز مطرح کرد؛ انکار برخی از احکام دین، چون زکات و حج، و حلال شمردن کارهای حرام می باشد.

شعبده بازی محمد بن بشیر
...


کلمات دیگر: