( خوی آلوده ) عرق آلوده خیس از عرق
خوی الوده
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( خوی آلوده ) خوی آلوده. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عرق آلوده. خیس از عرق. خوی آلود. ( یادداشت مؤلف ) :
یکی مغفر خسروی بر سرش
خوی آلوده ببر بیان در برش.
یکی مغفر خسروی بر سرش
خوی آلوده ببر بیان در برش.
فردوسی.
کلمات دیگر: