کلمه جو
صفحه اصلی

کیذبان

لغت نامه دهخدا

کیذبان. [ ک َ ذَ / ذُ ] ( ع ص ) دروغگوی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

کیذبان. [ ک َ ذُ ] ( اِخ ) المحاربی عدی بن نصر. شاعر است. ( منتهی الارب ).

کیذبان . [ ک َ ذَ / ذُ ] (ع ص ) دروغگوی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).


کیذبان . [ ک َ ذُ ] (اِخ ) المحاربی عدی بن نصر. شاعر است . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: