کلمه جو
صفحه اصلی

دک زدن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گدایی کردن کدیه .

لغت نامه دهخدا

دک زدن. [دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گدایی کردن. کدیه. ( برهان ).

دک زدن. [ دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) لرزیدن بدن خواه از سرما یا خوف یا در طلب چیزی. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). دک ِدِک لرزیدن.

دک زدن.[ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چهارضرب زدن ، یعنی ستردن موی ریش و بروت و ابرو و مژه. و اینجا زدن معنی بریدن دارد یا چنانکه در ریش معمول است بسیار کوتاه کردن است اما نه چنانکه در تراشیدن. رجوع به دک زده شود.

دک زدن . [ دِ زَ دَ ] (مص مرکب ) لرزیدن بدن خواه از سرما یا خوف یا در طلب چیزی . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). دک ِدِک لرزیدن .


دک زدن . [دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) گدایی کردن . کدیه . (برهان ).


دک زدن .[ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) چهارضرب زدن ، یعنی ستردن موی ریش و بروت و ابرو و مژه . و اینجا زدن معنی بریدن دارد یا چنانکه در ریش معمول است بسیار کوتاه کردن است اما نه چنانکه در تراشیدن . رجوع به دک زده شود.



کلمات دیگر: